نامه امام خميني در پي استعفاي مهندس ميرحسين موسوي نخست وزير

 *** صحيفه نور ج 21 صفحه 11 تاريخ سخنراني:15/6/67

     بسم الله الرحمن الرحيم 

  جناب آقاي موسوي نخست وزير محترم

نامه استعفاي شما باعث تعجب شد‚ حق اين بود كه اگر تصميم بدين كار داشتيد لااقل من و يا مسوولين رده بالاي نظام را در جريان مي گذاشتيد. در زماني كه مردم حزب الله براي ياري اسلام‚ فرزندان خود را به قربانگاه مي برند‚ چه وقت گله و استعفا است

  شما در سنگر نخست وزيري در چارچوب اسلام و قانون اساسي به خدمت خود ادامه دهيد‚ در صورتي كه نسبت به بعضي از وزرا به توافق نمي رسيد‚ چون گذشته عمل مي شود. اين حق قانوني مجلس است كه به هر وزيري كه مايل بود راي دهد.

تعزيرات از اين پس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت است كه اگر صلاح بداند به هر ميزان كه مايل باشد در اختيار دولت قرار خواهد داد. همه بايد به خدا پناه بريم و در مواقع عصبانيت دست به كارهايي نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوئ استفاده كنند. 

 مردم ما از اين گونه مسايل در طول انقلاب زياد ديده اند‚ اين حركات هيچ تاثيري در خطوط اصيل و اساسي انقلاب اسلامي ايران نخواهد داشت. از آن جا كه من به شما علاقه مندم انشاي الله عندالملاقات مسايلي است كه گوشزد مي نمايم.  

 والسلام  روح الله الموسوي الخميني

                                                       

***************************

از اینجا...

به قول دوستمان جهانشاهنامه...

 

به دعوت برادر بزرگوارمان صاحب وبلاگ صالحین دعوت شدیم به موج وبلاگی در خصوص عاقبت عدالت خواهی طلبه سیرجانی معروف...

اینکه بالاخره چی شد و یا چه خواهد شد....

چون امادگی نداشتم بنویسم تکه هایی از اخبار منتشره رو توی ادامه مطلب اوردم... و اینکه چه خواهد شد؟ و چه باید بشود؟

**************************

به گزارش سایت عدالتخواهی  خبرنگار عدالتخواهی در  گفتگو با حجه الاسلام جهانشاهی آخرین اخبار وی را جویا شد
در این گفتگو آقای جهانشاهی با اعلام اینکه هم اکنون در مسیر  60 کیلومتری جاده  شهربابک در حال راهپیمایی اعتراضی خود است افزود :من با حضور در مساجد جامع هر شهر و روستا ،صدای عدالتخواهی خود را به مردم خواهم رساند وی همچنین از استقبال مردم و به خصوص جوانان شهر ها و روستاهای مسیر خود از این حرکت خبر داد....

**********************************

«شَکَرَ الله مَساعیکَ»، 

خانواده حجت الاسلام جهانشاهی در گفتگو با عدالتخواهی:  
حجت الاسلام جهانشاهی به چه جرمی زندان است؟
چرا مسئولان در خصوص پرونده زمین خواری سیرجان سکوت کرده اند؟
رئیس سازمان تبلیغات سیرجان و فرمانده سابق نیروی انتظامی سیرجان از شاکیان حجت الاسلام جهانشاهی هستند.
*
بیش از پنج هفته است که حجت الاسلام جهانشاهی، طلبه انقلابی سیرجانی، به جرم پیگیری و برخورد با مفسدان اقتصادی و زمین خواران سیرجان، در بازداشت به سر می برد و با وجود اینکه دو سال از اعلام رسمی اسامی مفسدان اقتصادی و زمین خواران شهر سیرجان می گذرد، متأسفانه نه تنها تاکنون هیچ برخوردی با آنها صورت نگرفته، بلکه آنان آزادانه به فعالیتهای خود ادامه میدهند. درطول این مدت حدود ده نامه سرگشاده و بیانیه مختلف از سوی دانشجویان و طلاب سراسر کشور خطاب به مسئولین سطوح مختلف، از جمله ریاست قوه قضاییه، ریاست دادگاه ویژه روحانیت، ریاست دادگستری استان کرمان، و نیز علما و مراجع و ائمه جمعه سراسر کشور منتشر شده که با کمال تأسف هیچ پاسخی در یافت نشده است و حجت الاسلام جهانشاهی همچنان دربند بسر می برد.

 

**********************************

بعد از گذشت هشت‌ماه‌وده روز از حبس، جهانشاهی به فرمان رهبرمعظم‌انقلاب(مدّظلّه‌العالی) و با دریافت پیام شفاهی ایشان با عنوان «شَکَرَ الله مَساعیکَ»، در حالی که حدود پانزده‌ماه از حبسش باقی مانده بود،‌ آزاد شد. آزادی او مانند گذشته با استقبالی جمعی از دانشجویان در کنار زندان اوین و همچنین استقبال جمعی از طلبه‌ها به هنگام ورود او به قم همراه بود.

با توجه به آزادی مجدّد این طلبه عدالت‌خواه به فرمان حضرت‌آیت‌الله‌خامنه‌ای، این سئوال در میان افکار عمومی ایجاد می شود که آیا اگر جهانشاهی جرمی مرتکب شده بود، رهبر انقلاب حاضر می شدند دو بار پیاپی مستقیما دستور آزادی وی را صادر نمایند.

*****************

نقشه تصویری زمینهای تصرف شده در سیرجان

 

*************************

نمیدانم با زمین خواران سیرجانی برخورد شده یا نه !

 

شفاف سازی ماجرا بماند و اینکه مردم حق دارند بدانند اصلا چی به چی هست...

 

چون کسی تحویلمان نمیگیرد کسی را به این موج وبلاگی دعوت نمیکنیم... ان شاء الله تکلیف گرایی خودش موجب حرکت است...

به امید ظهورش...

یا علی مددی...

 

 

بی بی دستم به دامان بلندت...

 

 

خدایا! بگو ببارد باران؛

 

یک قبرستان قدیمی!!

 

....دیگر نمی خواهم زنده بمانم. من محتاج نیست شدنم. من محتاج توام.

 خدایا! بگو ببارد باران؛ که کویر شوره زار قلبم سالهاست که سترون

مانده است. من دیگر طاقت دوری از باران را ندارم.

خدایا! دیگر طاقت ماندن ندارم، بگذار این خشک زار وجودم، این مرده

قلب من دیگر نباشد! بگذار این دیدگان دیگر نبیند. بس است هر چه دیده

اند. بگذار این گوشهای صم دیگر نشوند. بس است هر چه شنیده اند.

بگذار این دست و پاها دیگر حرکت نکنند. بس است هر چه جنبیده اند.

خدایا! دوست دارم تنهای تنها بیایم، دور از هر کثرتی؛ دوست دارم،

گمنام گمنام بیایم، دور از هر هویتی.

خدایا! اگر بگویی: لیاقت نداری، خواهم گفت: لیاقت کدام یک از الطاف

تو را داشته ام؟!

خدایا! دوست دارم سوختن را؛ فنا شدن را، از همه جا جاری شدن،  به

سوی کمال انقطاع روان شدن .....

 

شهید احمد رضا احدی