سلام! با یکی از دوستان صحبت میکردیم ماحصلش شد گفتگویی که در زیر می بینید! چون بحثهای متفاوتی مطرح شد خواستم بذارم رو وبلاگ بقیه دوستانم نظر بدن! ممنونم! ضمنا گفتگوی این دوستمون با خطوط تیره اول صحبتشون مشخص شده و صحبتهای بنده هم که با اسم باران! ممنون  و مهدوی باشید و بمانید...

*****************************

- رهبر نماينده خودش رو نمي تونه عزل و نصب کنه

- با بزرگان نظام هم کاري نداره

- هر چي دزد و ... هم شدن سياستمدارو بزرگ

- به هيچکدومشم نمي تونه دست بزنه

- احکام حکومتي هم که نمي شه بده

- چون بايد راي مردم باشه و نبايد در هر چيزي دخالت کنه

- پس چي مي تونه؟

- آيا اين مي شه رهبر مسلمانان جهان

- ببخشيد ها مدتيه سوالاتم زياد شده

- اونم باعثش وضع مملکته

- و زياد شدن دزدان و راهزنان

baran): ميدونيد به نظر من مشکل چندتا چيزه!

baran): اما مهترين مشکل کشور ما ميدونيد چيه!

baran): اينه که از بس معلوم نيست چي به چيه

baran): با هرکي هم برخورد کني

baran): بيشتر مهم ميشه تا زمين بخوره

baran): فرقم نداره سياسي باشه اقتصادي باشه

baran): کافيه بلندگو داشته باشه !!فضاها سازي خيلي زياد شده

baran): شما نيگاه منتظري رو حضرت امام خودش کنار گذاشت اونم با چقدر حوصله و سعه و صدر و اينا

baran): اونم توسط امامي که هرکي رو کنار ميذاشت مي پيوست به زباله دان تاريخ!

baran): اما همين بلندگوها دوباره براي خيلي ها زنده کردن منتظري رو!

baran): کرباسچي مثلا محاکمه شد

baran.): بلندگوها کردنش مدير لايق!

baran): اصلا تو کشور ما شده افتخار!

baran): هرکي نظام باهاش برخورد کنه بزرگ شه! البته اونا که بلندگو دارن!

baran): چه برسه يه امام جمعه رو بذاري کنار که شايد تو حالت عادي ضررش متوسط باشه

baran): اما همين که کنار بره مهم ميشه

baran): مثل سايتهاي فيلتر شده و قيلمهاي ممنوع شده ميمونه

baran): فکر ميکنم خيلي چيزا دست رهبر رو بسته!

- خوب شاه تو خاطراتشم همين رو گفته بود

-  ولي اون عيب داره اما اين وضع عيبي نداره

baran): نه اينم عيبه

baran): اما عيب شاه اون نبود

baran): امثال من شاه رو چون طاغوت ميدونم ميگم بايد سرنگون ميشد

baran): وپرنه مشکلات فقر و اينا با اصلاح هم شدني بود!

- طاغوت يعني چي؟


baran): ببينيد خدا ميگه ما بايد همه چيزمونو قضاوتها مونو حکومتمونو کلا همه چيزمونو ببريم به فقيه عرضه کنيم

baran): البته نماينده خدا که ميشه امام معصوم که امام معصومم ميگه در غياب من بريد پيش فقها!

baran): حتي اگر در حکومت نباشن و نتونيد فقها رو به حکومت برسونيد

baran): بايد براي همه چي بريد پيش اونا نه غير اونها!

baran): غير اونها چون به خدا وصل نيستن

baran): نه اينکه ادمهاي بدي باشن

baran): مثلا قانونهاشون و فلسفه شون به خدا وصل نيست ميشن طاغوت

baran): اصل اول اينه که نبايد طاغوت باشه

baran): حالاخب حکومت اسلامي هم بايد بره به سمت اسلام و اينا

- شما به کلماتش نگاه مي کنيد من به خروجيش

baran): اما حکومت طاغوت هرچي هم دادگستر باشه ما نمي تونيم بهش دل ببنديم

baran): اين يه اصل مسلمه!

- من مي گم خروجي اين با اون دره يه چيز مي شه

- حالا اون وصل بود يا نبود

- خروجيش چيزي مشابه الان بود

 

 

- در ضمن

- امام بارها به شاه توصيه کرد که از راهت برگرد و فرصت مي داد

- و وقتي برنگشت قيام کرد وگرنه اگه بر مي گشت و به وضعيتها مي رسيد شايد قيام هم لازم نيود

baran): نه اتفاقا ببينيد

baran): امام ميگفت به شاه برگرد يعني چي؟

baran): يعني مثلا نون رو ارزون کن؟

baran): امام مي گفت يعني به اسلام برگرد

baran): شاه هم اگر ميخواست به اسلام برگرده خيلي از اختيارات رو بايد ميداد فقها!

-  نه مثلآ مي گفت نوکري آمريکا رو نکن

baran): اصلا فلسفه حکومت بايد عوض ميشد!

baran): نه

baran): اينها همه فرع بود!

baran): اصل بر مبارزه با طاغوته

-  ولي فقها مي گن

- امام مبدع و مبسط نظريه ولايت فقيه بود

-  بعني خودش ارائه و بسط داد

baran): ارائه نه اما بسط داد

- فقهاي قبل از ايشون اين نظريه رو نداشتن

- من از خود فقها شنيدم

baran): خب نظريات متفاوته اما قبل از ايشونم فقهايي بودن مثل مرحوم ناييني و قبل از ايشون هم منتها به صورت پراکنده!

baran): اما ايشون جمع آوري کرد و بسط داد

- پس اجماعي نداشته

baran): اونهم بر طبق روايات موثقه رسيده از امام زمان ()ع

- در شمن خيلي از فلاسفه و حتي اقا به حکومت شاه عباس اردات خاصي دارند

- چون عادل بود

- ولي فقيه نبود

baran): ارادت نه به اون معنا اما خب چون براي ايران خيلي کار کرد

baran): اباد کرد ايران رو اون فرق ميکنه

baran): اما بحث ولايت فقيه خيلي پيشرفته تر از بحث سقوط طاغوته!

baran): ولايت فقيه يه جنبه اش حکومته!

- از نظر شما اگه مملکت رو به فلاکت بره و نه فقط فقر که همه جور گناهي هم توش موج بزنه اما بر مصدر کار ولي فقيه باشه

- اون حکومت خوبيه؟

baran): نه من اينو نميگم!

baran): من تو جمهوري اسللامي سوختمو ساختم!

baran): اينا که حکومت اسلامي رو به اين روز کشيدن به نظر من بيشتر همه پيش خدا باس جواب بدن

baran): اما من ميگم مثلا بين شاه که اينجوري بود و اينام که اينجوري ان

baran): اين ارجح تره اونه چون لا اقل يه جاييش در راسش يه ادم فقيه سالم وصل بخدا هست

baran): اما اگر خداي نکرده ولي فقيه هم سالم نباشه ظاهر که ديگه ملاک نيست!

-  ولي من دارم به اين نتيجه مي رسم که برعکس بهتر بود

- اونجا نارسايي مي ديديم

- مي گفتيم تقصير شاهه

حالا بگيم تقصير کيه؟

- نائب امام زمان؟!

- من به شدت به يکي بودن دين و سياست معتقدم اما نه اين سياست و نه اين طور ديني که بشه کلاه شرعي

 

- برا اين دين و اين سياست همون بهتر

- که دين و سياست از هم جدا باشه

- و شايد همون بهتر که طاغوت اون بالا باشه

- تا وقتي دل من يا امثال من مي لرزه

- از دين نلرزه

- از حکومت بلرزه

 

بین خدا و دلم ایستاده ام...

سجاده ام کجاست؟
می خواهم از همیشه ی این اضطراب برخیزم
این دل گرفتگی مداوم شاید
تأثير سايه ی من است
                       
که این سان
                                 
گستاخ و سنگوار
بین خدا و دلم ایستاده ام
سجاده ام کجاست؟

                        سلمان هراتی

 

دیگر طاقت ندارم ...

 

من محتاج نیست شدنم

من محتاج توام

خدایا !

بگو ببارد باران

که گویی شوره زار قلبم سال هاست که خشک مانده است

من دیگر طاقت دوری از باران را ندارم

 

خدایا !

دیگر طاقت ندارم .

بگذار این خشک زار وجودم

این مرده قلب من دیگر نباشد !

این دیدگان دیگر نبیند .

بس است هر چه دیده اند .

بگذار این گوش ها دیگر نشنوند .

بس است هر چه شنیده اند .

بگذار این دست و پاها دیگر حرکت نکنند . بس است هر چه جنبیده اند .

 

خدایا !

دوست دارم تنهای تنها بیایم

دور از هر کثرتی

دوست دارم گمنام گمنام بیایم ، دور از هر هویتی .

خدایا !

اگر بگویی لیاقت نداری ، خواهم گفت لیاقت کدام یک از الطاف تو را داشته ام ؟!

خدایا !

دوست دارم سوختن  ، فنا شدن ، از همه جا جاری شدن را
 و به سوی کمال انقطاع روان شدن ....

 

 « شهید احمدرضا  احدی »

-------------------------------- 

برگرفته از اینجا

 

زمان همه چیز را حل نمی‌کند...

 

پروردگارا سه خصلت مرا از اینکه چیزی از تو بخواهم باز میدارد، و یک خصلت مرا با درخواست از تو ترغیب می کند آن سه عبارتند از:

امری که به ان فرمان داده ای و من در انجامش کندی کردم؛

 کاری که مرا از آن نهی نمودی و من به سویش شتافتم؛

و نعمتی که به من بخشیدی ولی در شکر گزاریش کوتاهی کردم!

اما انچه مرا بر در خواست از تو ترغیب میکند:

 احسان توست به آن که با نیت پاک به تو روی آورده، و از طریق خوش گمانی به درگاه تو آمده!

زیرا که تمام احسانهایت از روی تفضل است و نعمتهایت همه بدون سبب و بی سرآغاز!

 

**********************

پ.ن:

یک:فرازی بود از دعای دوازدهم صحیفه سجادیه.

دوم: اعیاد مبارک مخصوصا امروز ولادت امام سجاد که به همین خاطر توفیقی حاصل شد و با دعاهای شیرین و حیرت انگیز حضرت بروزیدیم!

سوم: یه تبریک خصوصی و ویژه برای دوست و ابجی گلم باران انتظار!! ایشالله همیشه و همه جا خوشبخت باشی! منتظر شیرینی هستیم و چشم براه زنگیدن در خونه مون جهت دریافت شیرینی گفته باشم!! یه تسلیتم به همسرت که دستی دستی زد خودشو بد بخت کرد!! بگو بابا اول هر چی یه تحقیق میکردی ما میگفتیم چی به سرت قراره بیاد! شنیدیم جوون خوبی بودی! خدا صبرتان دهاد ! ما میدونیم چی به سرتون اومده!!

چهارم: دوست عزیزمون جناب خبرگزاری اکینا!! تبریک میگم تولدتونو و اینکه مثل بنده تو هفده مرداد دنیا رو بدبخت کردید!! ایشالله تا صد سال دیگه همچنان دنیا بدبخت از حضورتان باشد! (این یعنی اینکه امروز تولد خودمم هست!! عقده شد برامون هیچکی تبریک نگفت!! البته بجز خان داداش!!)

پنجم: تولد هر انسان نشون دهنده ی اینه که خدا هنوز از انسان نا امید نشده!

ششم: سریال حضرت یوسف با اینکه خیلی ضعیف ساخته شده اما این قسمتش یه حرف خیلی خوب داشت!! اونجا که یوسف گفت بیچاره ان کسی که غیر از خدا بر کس دیگری تکیه کند!

هفتم: به قول دوستی زمان همه چیز را حل نمی‌کند.../ گاهی بهترین لحظه‌ها را با گذری،فنا می‌کند...

هشتم: یا هشت...

 

************************

بعد از تحریر:

* میگفت: ان الصلوه تنها عن الفحشاء و المنکر!

 

 

تو پناه منی!

 

خداوندا تو پناه منی وقتی راهها با همه وسعتشان تنگ میشوند!

یا علی مددی...

مبعث مبارک!

 

===========================

پ . ن :

۱.عید همه مبارک!

۲.احمد جان!!!!!!!!!!

اینجا زیاد پست خصوصی نمیزنم! اما اونقدر برای تو خوشحالم که دوست دارم باز هم موفقیتت رو تبریک بگم اینبار اینجا تو وبلاگم!!!!!!!!

برادر عزیزم.... امیدورارم همیشه و همیشه موفق باشی و خاطرات خوب زندگی ات تند تند تکرار بشه و همیشه شاد باشی....

موفقیتت رو تو آزمون سراسری تبریک میگم

 

بزرگ بود...

 بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و با تمام افق های باز نسبت داشت
و لحن اب و زمین را چه خوب می فهمید     
صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود
و پلک هایش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد
و دست هاش هوای صاف سخاوت را ورق زد
مهربانی را به سمت ما کوچاند
به شکل خلوت خود بود و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را برای اینه تفسیر کرد
و او به شیوه ی باران پر از طراوت تکرار بود
و او به سبک درخت میان عافیت نور منتشر می شد
همیشه کودکی باد را صدا می کردهمیشه رشته ی صحبت را به چفت اب گره می زد...

 

========================

خبر باور نکردنی بود....

انگار دیروز بود... سالن دانشگاه ... پر از جمعیت...

 و مردی که فروتنی و تواضعش حیرت انگیز بود....

روحش شاد...