تبليغاتX
یاد داشت های جیر جیرک... - خدایا تو شاهد باش ما دادمان را میزنیم!







یاد داشت های جیر جیرک...

خدایا تو شاهد باش ما دادمان را میزنیم!

سلام

دوست عزیزی گفت باید در مورد تبرئه موسویان بنویسیم! راستش دیگر دل و دماغی برایمان نمانده!چند بار حرکت وبلاگی کردیم! مطالبه عمومی؟! زرین کلک یادتان هست؟ صدا و سیما چطور؟ سریالهای ماه رمضان!! چقدر خوب همه شان بهمان دهنکجی کردند و به خاطر حرکت وبلاگی ما و تاثیراتش چه تقدیرها از این سریالهای مزخرف که نشد!! مادرم حرف قشنگی زد! می گفت این "اژه ای" مثل اینکه درس عبرت نمیگیرد! گفتم چطور؟! گفت این که صابون این حضرات دانه درشت به پوستش مالیده شده!! بعد ماجرای کرباسچی و محاکمه اش رو یادم اورد. که با چه حوصله و شجاعتی این روحانی بزرگوار بدون ترس از حضرات کارش رو انجام داد! اما اخر سر چه!! حضرات میخواستند بروند مکه! نگذاشتن هواپیما بپرد مگر اینکه کرباسچی از زندان در بیاید و با حضرات مصلحتی به عربستان برود! بعد هم به یمن همه رسانه های مصلحت خواه(حال چه مصلحت نظام باشد چه مصلحت...) اوشان شدند مدیر لایق شهرداری!! که نظیرش نیامده و نخواهد آمد! نمیدانم  بروشور شهرداران موفق تهران را خواندید یا نه! که به یمن 100 ساله شدن شهرداری تهران منتشر شده بود! واقعا تاسف ...تاسف...تاسف... وقتی در شهرداری برای بهروز افخمی بزرگداشت میگیرند! وقتی ادمهای بسیار نازنینی!! را نه با اتوبوس با هواپیما وارد شده در شهرداری می بینی! وقتی جنابان فرهنگی مجلس برای شرکت معاونت میراث فرهنگی در فلان جلسه چه ها که نمی کنند بعد رییس جمهور سابق با فلانی دست میدهد انگار نه انگار اوشان دیده اند! و وقتی همه این کارها به نام اصولگرایی انجام میشود! وقتی همین جنابان فرهنگی به خاطر فیلم سراسر مسخره اغما به  صدا و سیما تبریک می گویند! وقتی جناب ابوطالب انتقادش این است که بعضی اقایان مسجد سازی را با کار فرهنگی اشتباه گرفته اند!!! به نهایت سواد فرهنگی اقایان پی میبری و البته خوشحال خواهی شد که لا اقل به این یکی رای نداده ای که حرصش را بخوری! وقتی موسویان متهم میشود!! و تو چند روز قبل از اعلام حکمش او را در ردیف اول همایش با همه اعتبار مصلحتی اش می بینی! و پوزخندی را که ملت بزرگی را به تمسخر میگیرد میبینی!! وقتی وزیر اطلاعات به سیم اخر میزند که اطلاعات را منتشر کند و حکم ضرب العجلی قوه قضاییه را می بینی! که ممنوع می کند این کارها را! وقتی حرص میخوری! و دیگران میخندند! دوستی می گفت با اصلاحات و نرمی جلو برویم کار انقلابی نتیجه نمیدهد! داریم خفه میشویم! نا اهلان و نا محرمان بد جوری دوره مان کرده اند! یادم نمیرود برای عزاداری امام حسین(ع) در دانشگاه چند دکل گذاشته بودیم با پرچمهای سیاه رویش! معاونت فرهنگی!!!! دانشگاه دکلها را انداخته بود که چرا مجوز ندارند! و وقتی ما رسیدیم بالای دکل! حقیقت را بر روی زمین کشان کشان دیدیم! اینبار نام حضرتش نه زیر سم اسبان زیر پاهای دانشجویان فرهیخته لگدمال شده بود! نمیدانم... حالا با همه اینها چه بگوییم؟! قوه قضاییه جناب شاهرودی عالی جنابان... چی بهتان بگوییم! خودتان که خجالت نمی کشید! انهایی که اعتبارشان را که حتما هم آسان به دست نیامده برای امثال موسویان به حراج گذاشته اند بگویند به امام چه بگوییم؟ دیگران چرا حرف نمیزنند! انتخابات نزدیک است لابد! یا سربه گریبان فرو برده اند و ناظر حوادثن ببینند چه خواهد شد! راستی مجلسی ها.... ای بابا از کیا انتظار داری!

خدایا تو شاهد باش ما دادمان را میزنیم! اما زورمان به جایی نمیرسد! لابد ما هم از روی تقوی حرف نمیزنیم که هر نفرمان حریف ده نفر انها بشود! نمیدانم... شاید هم باید این زورازمایی ها بشود تا آبدیده شوند مردمان! خدایا ببین بعضی ها به تکیه قدرت مادیشان ملت بزرگ ما را چگونه به تمسخر گرفته اند! سرزمینی  که در ان انقلاب کردند و خونها ریخته شد به خاطر رضای تو! و تو هم از ایشان راضی بودی! خدایا با ما و با تو مکر می کنند! ولی هم ما و هم انها میدانیم  والله خیر الماکرین!

والسلام!

+ نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت 7:43 توسط باران |