مهدي كلهر مشاور رسانهاي رييسجمهور در نوشتاري خطاب به علي مطهري به مقاله " دولت نهم و مسايل فرهنگي" وي پاسخ داد.
به گزارش ايسنا مهدي كلهر نوشته است:
جناب آقاي دكتر علي مطهري طي مقالهاي تحت عنوان "دولت نهم و مسائل فرهنگي" از سر سوز تعصب ديني، سياسي و فرهنگي به طرح مسائلي درباره دولت نهم پرداخته است كه نتيجهگيري اشتباه از اطلاعات، شواهد و قرائن مطرح شده بنده را بر آن داشت تا ضمن تشكر از ايشان بابت تذكرات ارايه شده پاسخ مناسب را جهت روشن شدن ذهن ايشان و افكار عمومي ارايه كنم.
ابتدائا لازم مي دانم بار ديگر تاكيد كنم كه بنده مشاور فرهنگي رييسجمهور نيستم و در هيچ شوراي فرهنگي دولت نيز شركت ندارم و حتي درهمين مسووليت مشاورت رسانهاي رييسجمهور نيز بيشتر حكم تركشگير را دارم.
اما اين سوال وجود دارد كه چرا موافقان و مخالفان دولت نهم از بنده به عنوان مشاور فرهنگي رييسجمهور نام ميبرند؟ شايد به دليل سبقه فرهنگي - هنري و سوابق حقير قرعه فال از روز نخست اين چنين خورده است كه بنده بلندگو يا ويترين باشم، بالاخره هر كسي نقشي و مسووليتي دارد. شايد كه تصميمگيران و تصميمسازان فرهنگي به صورت گذشته در دولت نهم وجود ندارند و حوزه اين مسووليت را در بيرون از قوه مجريه تعريف مي كنند مثل "شوراي عالي انقلاب فرهنگي".
حالا كه صحبت از ويترين و بلندگوي فرهنگي شد، ميتوانم بگويم كه دولت نهم معتقد است در اين سالها برخي از ارزشهاي مهم و اساسي دچار وارونگي(اينورژن ) شده است كه در اين مرحله اصلاح و تصحيح رويكردهاي اصلي فرهنگي در جامعه از اولويت برخوردار است، اولويتهايي مانند تقويت روحيه عدالتخواهي به جاي پارتيجويي، تقويت خدمترساني بيمنت و مطالبه خدمت از مسوولين به جاي رشوهدهي و رشوهگيري، تقويت حركت به سمت آرمانهاي بلند اسلامي، ملي و انساني به جاي تقويت روحيه خودخواهي و خودپسندي، تقويت بلند همتي به جاي دون همتي و تقويت روحيه سخاوتمندي و مهرورزي به جاي آزمندي، كينتوزي ، حسد ورزي و..
به عبارت ساده تر، دولت نهم ميخواهد به هزار فاميل و هزار دستان بگويد: بهترين كار فرهنگي در اين روزگار اين است كه دستهايتان را از جيب مردم در بياوريد يا مسوولان عاليرتبه كشور به نقاط فراموش شده سركشي كنند و با مردمان از ياد رفتهاي نشست و برخاست كنند( كه درآمد يك خانواده هفت نفري آنان از پنجاه هزار تومان در ماه كمتر است)
به نظر ميرسد بهترين كار فرهنگي براي محرومان و گرسنگان دروهله اول، رفع ظلم و دادن حق آنان از بيتالمال است "دو صد گفته چون نيم كردار نيست"
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 14:22 توسط باران
|
1 . باز هم محرم و همان دلشوره همیشگی! همان حسرت و همان... شدیدا دلت برای یک مراسم در پیت غیر علمی با همان نذری ها و قیمه هایش تنگ شده.... دلت میخواهد برای یک بار دیگر هم که شده مثل بقیه مردم بی ادعا بدون تفاسیر قلنبه سلنبه مراسمها که این روزها مد شده، بدون کوچکترین ادعایی بگذاری هوای محرم تو را با خودش ببرد... ببرد تا ظهر عاشورا... به همان سادگی و صفا... خجالت نکش بگو که دلت تنگ شده برای امام حسین سالهای کودکی!
2. دستت درد نکند آقای ایمان مراتی! دستت درد نکند که اینبار تمسخر مردمی ساده با ظاهری ساده و روستایی، مردمی که از روی بیچارگی یا احساس مسئولیت با همه داشته هایشان انهم به اجازه قانون داوطلب نامزدی مجلس شده بودند موضوع برنامه جذاب بیست و سی قرار دادی! خوب خندیدید و خنداندید مردم را! کجای کارشان مسخره بود؟ اینکه ادمده اند نامزد نمایندگی مجلس بشوند؟ مگر قانون اجازه بهشان نداده؟! قانون را مسخره میکردی نه کسی که از حق خودش ازاد است استفاده کند! لهجه شان خنده دار بود یا نیمه سواد نیم بندشان! کتاب قانون ان پیرمرد ساده را مسخره کردی؟ سادگی او مسخرگی داشت یا هزاررنگی متخصصان غرب زده هزار رنگ؟! تو راست میگویی مسخره ان نیست که متهم جاسوسی است کاندید میشود مسخره کرباسچی نیست! اوشان و ایشان شهرداران لایق و مدیران لایقند. مسخره کسانی نیستند که داد اصولگرایی اصلاح طلبی و هزار کوفت و زهر مار دیگر سر میدهند با مدرکی دکترا یی که بخودشان اویزان کرده اند یا اویزانشان شده! و هنوز نمیتوانند حرمت انسان نگه دارند! عمل به قول و وظیفه و وجدان ودین و غیره پیشکش!! مسخره ماییم! چون لهجه مان میزند! مسخره ان پیرمردی است که با کمترین سطح سواد نشسته قانون نوشته و با همه توانش به فکر اصلاح بوده! گیریم که مراجعه من و امثال من برای نمایندگی مسخره باشد؟ تو باید مسخره مان کنی؟! اگر راست میگویی خبر نگاری تابوی کسانی را بشکن که شکستن تابویشان جگر میخواهد! و گرنه مسخره مردم مستضعف که کنتور ندارد! اسمش هم میشود گزارش انتقادی !! دستتان درد نکند! " ای کسانی که ایمان آورده اید نباید قومی قوم دیگر را ریشخند کند...."(حجرات آیه 11)
3. دوست عزیزی گفت چرا همش ایه و روایت میزنی! الان وقت مبارزه است. مردم خسته شدند از بس شنیدند باید عمل شود! دوست عزیز حتی اگر بخواهیم مبارزه کنیم زمانی درست میتوان مبارزه کرده که راهمان معلوم باشد! اماممان با همین ایات و روایات انقلاب کردند. امام از دین حرف زد. از مبارزه با فساد. و اگر قصد اصلاح داریم باید نور اصلاح یادمان نرود و با تکرار و تکرار است که یادمان می ماند... ضمنا ما قران را بسیار نخوانده ایم! بسیار شنیده ایم قران بخوانید! حالا باید بخوانیم انقدر بخوانیم که نفس هر کداممان غوغا کند! انقدر بخوانیم که راهمان گم نشود که هنوز نیم بند به خدا وصل باشیم. مگر ما چه میخواهیم؟! ما میخواهیم اسلام اجرا شود! پس باید انقدر بخوانیم که خود اسلام از یادمان نرود. و در ضمن اینها منافاتی با هم ندارند. و در طول همند. اصلا باید با هم باشند. وگرنه فقط سیاسی نوشتن صرف چیزی را دوا نمی کند. یک روز به خودمان می آییم می بینیم ما هم سکولار شده ایم ناخواسته!! مانند بعضی ها!! که اول برای اسلام جنگیدند حالا با اسلام میجنگند ناخواسته!!
4. مهدوی باشید و البته سلام!
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 13:42 توسط باران
|